![]() |
![]() |
|
| بریستر حرفهای نگفته ام , سایه " سکوت" خمیازه میکشد.. |
|
چشم براه نوشته هایم بودم...خودم...آری خود دلتنگ نوشتن بودم ! ولی چه سود ؟ آن زمان که نخواهند...تو نمی توانی ! دستانم مرا به نوشتن یاری نکردند ... قلم با انگشتانم قهر بود ..... وحتی خیال تو با ذهنم !!!!! حرف برای گفتن بسیار دارم ..ناگفته های از جنس شنیدنی ها ! وحال که میخواهم .... وحال که بر همه سختی ها فائق آمده ام برای نوشتن...بغض دستانش را بر گلویم میفشارد واشک مجالی برای گریز از چشم های بی تابم میجوید .. ومن درمیان هجوم این همه نامردی ها باز دست وپا میزنم تا فریاد دلم را ... نه تلاشی بس بیهوده است ... حتی خیالت را از من گرفته ای .. حتی اجازه نمیدهی به تو فکر کنم ! نامهربانی رااز تو باور نمیدارم... اگر میخواهی سکوت کنم و از تو ننویسم . اگر یادت را از من گرفته ای تا از تو ننگارم . اگر مصلحت وقت در این می بینی .. من نیز سر تعظیم دربرابر خواسته ات فرود خواهم آورد و تا تو نخواهی دیگر هیچ نمی نویسم. ولی.. ولی اگر چند صباحی دیرتر که ابرهای کدورت از اسمان مهربان قلبت کنار رفت و تو باز با من مهربان شدی وخواستی تا برای تو واز تو بنویسم ودیدی نوایی ازاین گوشه تاریک دنیا به گوش نمیرسد ، بدان که آنقدر فریاد دلتنگی ها را با سکوت زمزمه کردم که ضرباهنگ حیاتم نیز با سکوت و سکون عجین گشته ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط سکوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو کد اهنگ از مسافر غریب |
| درباره وبلاگ |
"سکوت سرشار از ناگفته هاست" ..اینست دلنشینترین واژه زندگی من..
هرگاه که دلتنگی هایم رابر کاغذآوارکردم...بخشی را باشما خوبان قسمت خواهم کرد.. حرفهای دلتنگی ام سخن قلب هزار پاره ام است..ولیک نوشته های عاشقانه ام را مخاطبی حقیقی نیست... |
|
RSS
|