![]() |
![]() |
|
| بریستر حرفهای نگفته ام , سایه " سکوت" خمیازه میکشد.. |
|
بازهم لبخند زیبایت را به من هدیه میدهی ومن درپس آن شکوفه مهر برلبانت ، خار درد را می بینم که برساقه پیکرت نشسته وروح مهربانت را می آزارد وتوچه صبورانه سعی در پنهان کردنش داری ...! ... مادر شب چادر سیاهش را برچهره جهان کشیده ....بازهم شب ..بازهم سکوت مرگ دراتاقک تنهایی ام که کنجی خلوت از خانه به قدر پیکری درهم مچاله شده است، میخزم . ... بوی شب بو، در عطر غمی که درفضا پیچیده گم شده بار سنگین غصه هایم را به دیوار تکیه میزنم .. چه کسی تکیه گاه اندوه دیوارها خواهد بود ؟ ! ... صدای قهر دیوان حافظ گوش جانم را سخت می آزارد ! دیرزمانیست که سربرزانوی مهربان "لسان الغیب " نگذارده ام تا دستی از جنس غزل برسرم بکشد وآرام گیرم . .... زمزمه ناله ات آرامتر از آنست که حتی بر حباب خواب سنجاقکی اثرگذارد ولی چونان فریادی در وجود درهم شکسته ام می پیچد وبا آهی ازجنس سکوت خاموش میشود . مدتی است که من نیز به جرگه عروسکان این نمایش خیمه شب بازی پیوسته ام که تلاششان برآن است که تو ندانی که ما میدانیم راز مگویت را ! ----- بازهم دربستر خوابم که این روزها سجاده کوچکی است ، دانه های اشک به تسبیح میکشم باخون دل وضو میسازم ویکتا بیدار این دنیای "درخواب مرده" را به نام میخوانم . ..... بار الهی نمیدانم که چند برگ سفید ونانوشته دیگر بر دیباچه عمرمن برجای مانده ولی تورا به عدد ستارگانت که هنرمندانه بر دامان شب دوخته ای قسم میدهم نه به عدد بزرگی خودت که بیش از آن را ندانم و نباشد سوگند میدهم که هرآنچه از دقایق ساعت شنی زندگانی من برجای مانده بکاهی وبر دریای هستی او موج زندگی سازیش . الهی آمین ......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط سکوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو کد اهنگ از مسافر غریب |
| درباره وبلاگ |
"سکوت سرشار از ناگفته هاست" ..اینست دلنشینترین واژه زندگی من..
هرگاه که دلتنگی هایم رابر کاغذآوارکردم...بخشی را باشما خوبان قسمت خواهم کرد.. حرفهای دلتنگی ام سخن قلب هزار پاره ام است..ولیک نوشته های عاشقانه ام را مخاطبی حقیقی نیست... |
|
RSS
|