![]() |
![]() |
|
| بریستر حرفهای نگفته ام , سایه " سکوت" خمیازه میکشد.. |
|
تـو جـا مـاندی یـا مـــن؟.... مــن گــم شــدم یــا تــو؟.... پــای مــا لنــگ بود یــا جـاده بی وفــایی کرد؟
زمان وامــــاند...زمین جا مـــــاند ... درخواب بودیم که خدا را از سجاده مان دزدیدند ...! کوه فریادمان را بلعید....
دریا اشکهامان را نوشید.....
شب ، سایه های غربتمان را ازدیوارها برچیـــــــد در کوله بارمان تنهـــــایی و درسبوهامان سراب ریختند ... وعده کردیم همپای یکدیگر باشیم که از پــــای نیـــفتیــــم.... که در راه نمانیــــم دست دادیم و عهد بستیم .... مردانه !!! و تقـــدس این پیـــمان را فراموش کردیم .....کودکانه !!! وکاش.... کاش میدانستم در خورجین داشته هایت ، از انصاف خبری نیست ... و " دوستـــــی من" ......و "داشتــــــنم"..... بی مقدار ترین دارایی توست که به ثمـــن خبث ، دربـــازار مکـــاره دهـــــر،به چـــوب حـــراج خواهیـــش نواخــت....!!!!
کاش میدانستی که در گورستان قلب کوچکم ، رازی بزرگ بر تابوتی سرد آرمیده.... رازی مدفون که فاش افتادنش ، هستی ات را به آتش خواهد کشید .... آری آتش...
راستی آن شب را خاطرت هست ؟...... شبی که دستت از میان انگشتان کودکانه ام گم شد وتودر سیاهی جاده گم شدی!...... ومن ساده دل ، گم شدنت را همان بازی شیرین روزهای دور کودکی پنداشتم
که یکی چشم میگذاشت ودیگری ..... غافل ازینکه تو گم شدی...خودت خواستی که گم شوی !!... آری پرکشیدی ...بی آنکه به فکر فانوس چشمان نگران دخترکی باشی که جنگل رویاهایش را درجستجوی هم بازی اش به آتش کشید..! vواما یادگار من .... رازنگـفـــته ای اســـت منــقــوش برحـــریری از تــار وپــود استـــعارات وکنـــــایات که درروزهایی نه چندان دور ، باد ولگرد بردامنت خواهدآویخت .....
..روزی که صــــدای نفســـــهای مـــن ،
بر حجــــم حقیـــــراین دنیــــا سنگیـــنی نخواهنـــــــدکرد..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 دی1386ساعت 5:35 بعد از ظهر توسط سکوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو کد اهنگ از مسافر غریب |
| درباره وبلاگ |
"سکوت سرشار از ناگفته هاست" ..اینست دلنشینترین واژه زندگی من..
هرگاه که دلتنگی هایم رابر کاغذآوارکردم...بخشی را باشما خوبان قسمت خواهم کرد.. حرفهای دلتنگی ام سخن قلب هزار پاره ام است..ولیک نوشته های عاشقانه ام را مخاطبی حقیقی نیست... |
|
RSS
|